أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
19
مناقب العارفين ( فارسى )
عنايت فرماييذ « 1 » ؛ اميذ است كه نواميذ شوند و نوميذ نگردند ؛ سلطان العلماء اجابت فرموذه راضى شذ . همانا كه آوازهء در شهر بغداذ افتاذ كه روز آذينه بهاء ولد بلخى وعظ خواهذ گفتن ، جميع اهل بغداذ به مسجد جامع جمع شذند و حفّاظ شيرين الفاظ هر يكى از هر جائى آيات و اعشار برخواندند ؛ چندانى لطائف و رقايق و غرايب و دقايق فرموذ كه حاضران مجلس سراسر مست و بيخوذ شذند و خليفه نه چندانى گريست كه در شرح آيذ ؛ همچنان در ختم تذكير دستار مبارك برداشته روى بسوى خليفه كرد كه اى خلف خلف « 8 » بذترين « 9 » آل عباس دريغا كه خلف صالح نيستى ؛ زندگانى چنين مىبايذ كردن ؟ و در دين شريعت بىشريعتى ورزيدن ؟ عجبا اين دليل را در كتاب اللّه خواندى ؟ و « 11 » اين فتوى را در اخبار نبوى يافتى ؟ و يا در اقوال خلفاء راشدين و افعال ائمّهء دين اين حجّت را مطالعه كردى ؟ و در مذهب مشايخ طريقت برهانى مشاهده كردى ؟ آخر بنگويى كه بچه وجه اين حركات را روا مىدارى ؟ و بر خوذ مباح دانى ؟ و قدم از جادّهء شارع « 14 » بيرون مىنهى ؟ از نكال خذاوند متعال « 15 » نمىترسى ؟ و از حضرت مصطفى عليه السلام شرمسار نمىشوى ؟ شعر ( هزج ) آراسته و مست به بازار آئى * زان روز نترسى كه گرفتار آئى حاليا بشارتت مىدهم كه « 18 » تنگ چشمان آتش خشمان يعنى لشكر مغل مىرسند و تقدير الهى چنانست كه ترا شهيد كنند و به زارى و نزارى
--> ( 1 ) فرماييذ ZK : فرمايند B - - ( 8 ) خلف حلف BK : خلف خليف Z - - ( 9 ) بذترين ZK : - B - - ( 11 ) و ZK : و يا B - - ( 14 ) شارع ZK : شرع B - - ( 15 ) متعال BK : متعالى Z - - ( 18 ) كه K : كه نك ( ! ) Z